تبليغاتX
زمزمه ی مهیب
فقط فکر کنید
زمزمه های سرخ 

 

مي دونم كه همتون در مورد ايثار، فداكاري ، شهامت و شهادت و بسياري از اين خصلتهاي زيبا شنيده ايد و ميدونم كه خيلي هاش رو با خصوصيات اخلاقي خودتون مقايسه مي كنيد تا خودتون رو محك بزنيد

.يه سري ازآدمها بودن كه از همه چيز گذشتند به تمام دلبستگيهاشون پشت پا زدند  . زن ، بچه ، مادر ، پدر و تمام كساني كه در عمق وجودشون جوانه هاي پاكي را نهاده بودند رها كردند ...

مهر مادر جلوي رفتنشون رو نگرفت بلكه بر ايمانشون افزود ، دوري از لطف فرزند غم بر دلشان ننهاد چرا كه بدرقه ي راهشون شد ، عشق به همسر نيروهاي بازوانشان شد تا در صحنه ي پيكار با پليدي پرچم عدالت را بر افرازند و مال دنيا هم كه اصلا روم نميشه بگم كه مانعي براي رفتنشون شده باشه ......

 

درسته ... شهيدان رو ميگم .....

 

واقعا تا به حال از خودتون سوال كردين كه چرا اين انسانها تمام زيبايهايي را كه خدا بهشون داده بود رو رها كردن ؟ مگه خدا به اونها نداده بود پس چرا رها كردند ؟ مگه آنها ديگر چه چيزي بالاتر از شادي مادر ، تربيت فرزند صالح و ابراز عشق و عاطفه به بهترين كسانشون مي خواستند ؟ مگه زيباتر از اينها هم هست ؟ ...؟؟؟

 

رضاي خدا .....

درسته ..... اونها فقط براي رضاي خدا چنين كردند ، رضايتي كه بالاتر از هر پاكي و هر شادي ميتونه باشه ....به خاطر رضاي او بود كه دل از مادر ، همسر ، فرزند و تمام دنيايي هاي خداييشون رو براي رسيدن به حق كنار گذاشتن و تمام اعضاي بدنشون رو در مقابل تهاجم دشمنان و زشتي ها قرار دادند ...

اين حرفها كه الان دارم مي نويسم همش در حد يك حرفه و شعار    .... اما اون آدمهاي بزرگ بهشون عمل كردند و به تمام اين حرفا جامه ي عمل پوشوندن ....

 

راستي...

بعضي از ما ها حاضر نيستيم از مقداري پول ناچيز بگذريم چه برسه به اينكه ايثار كنيم ......واقعا چقدر فاصله هست بين آدمها.......

 

اونها از خودشون گذشتند تا تونستن چنين كنند تا تونستن شهادتي بر وجود روح خدا در آدم باشند .... شهيد يعني شهادت دهنده يعني اينكه آيه اي از جانب خدا بودن  ..

 

فكر كنم خون ريختن و جلوي گلوله و تير قرار گرفتنن و دوري از تمام خانواده و دلخوشيها خيلي سخت باشه ... اما چطور اين مردان و زنان پاك اين سختيها رو تحمل كردند و چطور با تمام وجودشون درد رو احساس مي كردن و دم نميزدند ؟

..................

 

تا حالا عاشق شدين ؟ تا حالا حاضر شدين به خاطر يك نفر هر كار سختي رو انجام بدين ؟

تا حالا شده از خودتون بگذريد تا يكي رو شاد كنيد ؟

ميدونم كه خيلي هاتون يا بهتر بگم همتون به اين حالت هاي پاك و زيبا رسيدين و هر كس يه اين حالات روحاني ميرسه خيلي از خودش راضي و خشنوده و خيلي هم احساس نزديكي به خدا ميكنه و لذت زيادي هم مي بره.......

اما لذتي كه شهدا از شهادت ميبرند هزاران بار بيشتر و پاكتر است از اين عشقهاست.... ..

يه وقت فكر نكنيد كه منظورم اينه كه اين عشقها ي زميني و عشق به همسر و مادر و پدر و فرزند بي ارزش و ناپاك هست ....

نه نه نه ..... اصلا اگه اين عشقها رو تجربه نكني نميتوني معشوق شهدا رو درك كني و بشناسي و اينها خودش يه پله واسه ي صعود  ...... ( پس خواهش مي كنم برداشت بد نكنيد )

 

پس ازتون تمنا مي كنم بيشتر فكر كنيد ...

به اين فكر كنيد كه بالاترين در جه ي هر ايثار ، گذشت و پاكي خداست و به خدا ختم ميشه ...... فقط خداست كه ميتونه كمكمون كنه و فقط خدا بود كه به شهدا توان مبارزه با خود و تهذيب نفس رو به اونها داد .... و فقط خدا بود كه باعث شد شعرها ي حافظ رو هر موقع مي خونيم برامون جالب باشه ..... فقط خدا بود كه باعث ميشد مولانا از خود بيخود بشه  اما چنين شعرهاي دلنشيني بگه......وفقط خدا بود كه باعث شد شهدا چنين معنايي پيدا كنند و شهدا نيز هيچ چيز هيچ چيز هيچ چيز هيچ چيز نمي خواستند جز رضايت خدا  ........

 

 

|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه دوازدهم مهر 1384 و ساعت 9:16  
بالا