تبليغاتX
زمزمه ی مهیب
فقط فکر کنید
هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم میشینه  
 

اگر می خواهی لذت بارون رو درک کنی باید سرما خوردن بعدش رو هم تحمل کنی .....

اگر می خواهی عاشق بمونی باید زجر دوری رو هم تحمل کنی .....

اگر می خواهی برای اون زندگی کنی باید سختی زندگی رو درک کنی ...

اگر می خواهی اصل رو فراموش نکنی باید خیلی چیز ها رو فراموش کنی ....

اگر می خواهی ...............

خلاصه اینکه : که عشق آسا نمود اول ولی افتاد مشکلها ...

من دیگه برگردم تو بارون ... ( یا حق ).....   

|+| نوشته شده توسط محسن در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 11:41  
بعضی وقتها .....  
 

بعضی وقتها برای پرواز باید بالهایت را هم جدا کنی

 

اما یادتان نرود قبل از آنکه بالهایتان را جدا کنید از خود بپرسید که :

 آیا من دارم پرواز می کنم ؟؟؟

 

 

|+| نوشته شده توسط محسن در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 14:50  
كمي بيشتر فكر كنيد  
 

        

هر چي يادم مياد دنبال اين بودم كه اسلام رو اونجور كه بوده بشناسمش و اونجور كه بايد شناخته بشه بشناسمش ... خيلي دنبال اين رفتم ، زيرا هيچ راهي رو بهتر از اين براي رسيدن به ايده ال هام پيدا نكردم ..... و الان خيلي وقته كه مي خوام اسلام رو اونجور كه بايسته است معرفي كنم .. و هر چي مينوشتم اوني كه ميخواستم نبود اما بالاخره پيداش كردم .... و اون هم توي  نهج البلاغه بود كه امام علي فرموده بودند :

 

 

اسلام را چنان وصف كنم كه كسي پيش از من وصف ننموده باشد : اسلام زير بار رفتن است و زير بار رفتن باور نمودن است ، باور نمودن قبول كردن است ، قبول كردن اعتراف كردن است ،اعتراف نمودن آماده شدن براي بجا آوردن است و بجا آوردن عمل كردن است

      

          

  اما امام علي يه چيز ديگري هم ميگه، كه مسئوليت مسلمان بودن رو بيشتر ميكنه ...

 

مي فرمايند : اسلام مانند  پوستيني  است كه  وارونه  بر تن مسلمانان كرده اند .  پوستين زيبا ترين لباسهاست اما اگر وارونه بر تن شود زشت ترين لباسها مي شود ...

 

 

 يه خواهش !!!!!!

 

بياييد لباسهاي مسلماني را از تنمون در بياريم و زيبا بر تنمان كنيم ..

 

 

   

 

 

         

|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 13:32  
فقط تو میتوانی 
 

 

 

خداوندا یاری مان کن تا یاری کنیم .... 

 

و هدایتمان کن تا هدایت کنیم ....

 

و خداوندا بمیرانمان تا زندگی کینم ....

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 11:24  
ببخش 
 

 

 

خداوندا شکرگزاری هایمان را ببخش ......

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 16:15  
بالا