زمزمه ی مهیب |
فقط فکر کنید
|
|
دکتر چمران
مردان خدا چه با صفا میمیرند ..... می خواستم تو این پست از دکتر شریعتی بنویسم اما ترجیح دادم از یه همرزمش در راه اندیشه ها به نام دکتر چمران بنویسم .... با چند تا سوال شروع می کنم .... اگر یه روزی یکی از شما ها تو رشته ی تحصیلیتون بتونین از بهترین دانشگاه های دنیا مدرک دکتری تون رو بگیرین چه کار میکنین ؟ .. آیا بعدش میاین برین تو کوه و جنگل و بیایون اسلحه دست بگیری و بجنگی ؟ .. آخه یکی نبوده به این دکتر چمران بگه که تو پشت جنگ بهتر میتونی کمک کنی و میتونی دانشجوهای خیلی با سواد تربیت کنی ؟ ... یکی نبوده بهش بگه که هر کسی رو واسه یه کاری ساختن ، یکی رو ساختن واسه اینکه بره بجنگه ، یا یکی رو ساختن که یک مدیر خوب واسه یک کشور خوب باشه و .... و تو رو هم واسه درس و علم و تحقیق و دانشگاه و اینجور چیزها ساختن .... آخه کسی که از برجسته ترین اساتید دنیاست علمش بیشتر به درد مردم میخوره یا سلاح دست گرفتن و جنگیدنش ؟ حالا با این سوال این پست رو تموم می کنم : دکتر چمران واسه چی با این همه علم و دانشی که داشت رفت جنگید و خدمت کرد به جای اینکه تدریس کنه و خدمت کنه ؟
|+| دکتر شریعتی
اگر می خواهید بهتر ببینید با شریعتی بیشتر آشنا شوید
سالروز شهادت دکتر شریعتی بر همگان تسلیت باد ....
در پستهای بعد بیشتر از او برایتان می گویم ...
روحش شاد ....
|+| خلاء را چه کنیم ؟
خلاء چیست ؟ محیطی که در آن هیچ هوایی نیست .... خدایا خلاء مرا گرفته ، یاری ام کن ....
خلاء را چگونه ایجاد می کنند ؟ بوسیله ی مکش هوا از یک محیط بسته ، در آن خلاء ایجاد می کنند خداوندا نفهمیدم که چگونه خالی شدم .... نفهمیدم که مکش از سوی تو بود یا از خودم ؟!!
الهی این خلاء را از خودت سرشار کن .. بعضی وقت ها پوچ می شدم اما تا به حال ، خلاء مرا فرانگرفته بود ...
اصلا چرا این حال را برای شما می گویم !!!!! اینها را گفتم که اگر چنین احوالی به سراغتان آمد ، این جمله را با خود زمزمه کنید :
محکمترین دستاویز که در ارتعاش ارکان زندگی بدست گیری ، رابطه ایست که میان تو و خداوند است ... ( امام علی (ع) )
|+| لحظات سخت
به نام خداوند بازگشت کنندگان الهی دگر بار درمانده ام از کردارم ، چه کنم که بنده ای گنهکارم ... الهی سالها با تو بودم و نداستم ، اما ثانیه ای بی تو بودن را درک می کنم .... الهی اگر من بنده ام تویی خدایم ، اگر من خطاکارم تویی بخشاینده ام ، اگر من ضعیفم تویی پناهم ، اگر من نادانم تویی همه ندانسته هایم الهی گنه کرده ام ... در مقابل عظمتی چون تو گنه کرده ام .... از طرفی عظمتت مرا می ترساند و از طرفی لطفت مرا می رقصاند ... الهی نه شکر تو توان و نه کفرت ... چه کنم ؟!!! چه کسی مرا می بخشد جز تو ؟! ، چه کسی مرا می فهمد جز تو ؟! ای خدایم بار گناهانم کمرم را می شکند و دست یاری ات سرم را بلند می کند ... اما من گنه کرده ام .... در مقابل عظمتی چون تو گنه کرده ام ... درست است که پوزه ی سگ آب دریا را نجس نمیکند اما سگ را چه کند !!! .... الهی درمانده ام ، یاری ام کن .... جا مانده ام ، جاری ام کن .... ای ستار ، بپوشانش .... ای رحمان ، ببخشایم .... ای پناهم ، بی تو چه کنم ؟! به کجا پناه برم ؟! الهی دستور ده تا بند بند بدنم را ازهم بگشایند و تمام زجر دنیا را بر من بریزند اما تنها ثانیه ای رضای تو را از وجودم نگشایند .... الهی جز تو نیست ، نبوده و نخواهد بود ، پس اگر گنهی باشد در مقابل توست و اگر بخششی باشد از سوی توست ... الهی خداوندی ات مرا به پرستش وا می دارد و کوری ام مرا به گناه ... الهی از تو جز زیبایی ندیدم و از خود جز گناه ، و جز زیبایی تو نتواند گناهانم را ببخشاید ای دوست ، مرا ببخش ای مهربان ، مرا ببخش ای قهار ، مرا ببخش |+| |
|
|